خرید بک لینک
بنام آنکه هستی شیدای اوستوضعیت منو ما غیر عادیه و منم یکی از همین مردمم و دلم بشدت گرفته ازین همه خونهایی که بناحق ریخته شده و میشه تا یک الدنگی باشه...بجاست که نسل جدید بدونه که این مبارزه از سال شصت در مدرسه بوده نمی دونند که برای پوشیدن شلوار جین چه مصیبتها کشیدیم اول دبیر میومد کلی زمان صحبت می کرد که این شلوار مال غربیهاست و شما نباید بپوشید ما توجه نمی کردیم مدیر میومد میگفت این شلوار مال مشرکینه و اونا ساختنشون و چون نجسند وقتی شما می پوشید تو حیاط مدرسه زیر بارون یا موقع دویدن که عرق می کنید خیس میشه نجس می شه و نمازخونه که میرید(بزور برای نماز می بردنمون) اونجا رو هم نجس میکنید اینقدر توجه نکردیم و پوشیدیم و کتک خوردیم و از کلاس اخراج شدیم و تو حیاط زیر سرما سگ لرز زدیم تا جا انداختیم و الان شلوار جین می پوشیمکلاس دوم راهنمایی بودیم(هفتم) وقتی تو کلاس با یکی دوست صمیمی می شدیم می بردنمون بازجوییمون می کردند که چرا با هم اینقدر دوستید دلیل اینکه اینقدر با هم دوستید چیه؟ ما که نمی فهمیدیم برای چی می پرسند اون ذهنیت کثیفی که اونا داشتند ما اصلا هنوز یاد نگرفته بودیم و بالغ نبودیم در نهایت منو میبردند تو یه کلاس و میگفتند بابای شهرام اومده و گفته دوست نداره تو با پسرش دوست باشی و شهرامم می بردند تو یه کلاس دیگه و بهش می گفتند بابای آبتین اومده مدرسه و گفته من نمیخوام آبتین با شهرام دوست باشه اینجوری اختلاف بینمون مینداختند به گمانم وزیر آموزش پرورش اون زمان بهزاد نبوی نجس بود و اون معلم امور تربیتی درست کرده بود.این مبارزات با این سیستم از اون سالها بوده تا به امروز و حیلی موارد دیگه که از حوصله ی نوشتنم فعلا خارجه بماند به یادگار برای نسل جدید

برچسب: نویسنده: آرین سامانی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:13

بنام آنکه هستی شیدای اوست اخبار ایران غم انگیزه و اما می خوام تو این پست یه ذره ازین فضا دور بشم پیشنهادات گوناگونی برام میاد که دعوتم میکنند به نویسندگی هیچ کدوشون تاحالا باب میلم نبوده گویا هر کی نوشته هامو یا اشعارمو می خونه خوشش میاد با یه خانمی تو اینستا جدال لفظی پیدا کردم رفت پستامو خوند و اومد ازم عذرخواهی کرد و گفت شما نویسنده اید حق با شماست.خندم گرفت... سه یا چهار روز پیش ئوست صمیمیم علی که مرحوم شده اومد تو خوابم اینقدر منو تو خواب خندوند که با

برچسب: نویسنده: آرین سامانی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:13

بنام آنکه هستی شیدای اوستدلگیرم ...حیف اشکهایی که بناحق ریزانده شدحیف خون هایی که بناحق ریخته شدحیف اعتقادهای پاکی که دزدیده شدحیف اموال مردمی که ناروا خورده شدحیف آرزوهایی که از دلها کنده شدحیف زندگی هایی که به آسمون پرانده شدحیف قلبی که پاک شد بعد اینکه گذاشته شدحیف دلخوشی ای که بعد یه دیلیت کوبانده شدحیف حرفایی که مثل یه رمز گفته شدحیف عشقی که به زباله دان سرانده شدحیف علامت عشقی که محو و پوکانده شدحیف آینده هایی که سوزانده شدبرچسبها: عشق, دلشکسته, قلب, پروفایل

برچسب: نویسنده: آرین سامانی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:13

صفحه بندی